X
تبلیغات
رایتل

روسری باد را تکان میداد

پنج‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 12:49 ق.ظ

خواهر جوان چادری که نگاههای نگران و مدل حمایتگری اش مثل مامانهاست همراه برادر کوچکتر از خودش از خرم آباد آمده که برادرش در یک دورهء آموزشی سه روزه شرکت کند ... محجوب و خجالتی و کمی لهجه دار است اما سعی میکند مسلط باشد و کارهای ثبت نام برادر را انجام میدهد و میفرستدش سر کلاس و خودش می نشیند توی لابی از صبح تااااا عصر ... و من تمام روز هروخت که سر بلند میکنم توی LCD روبروم می بینمش که صبور و سنگین و حمایتگر همچنان نشسته است ... تصویر قشنگتر زمانی است که در تایم استراحت و ناهار تنگ دل هم نشسته اند و ریز ریز حرف میزنند و میخندند بی خستگی ... با خودم فکر میکنم امثال این خواهر برادرهای شهرستانی که مثل کوه پشت هم هستند برای ما مثلن بچچه تهرون ها که ادعامان را تریلی نمیکشد کلاس درسند اما حیف که رفوزه شدن در اینجور کلاسها شغلمان شده است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo